فناوری بلاکچین و تحول در دنیا

فناوری بلاکچین و تحول در دنیا

 

 اخیرا نیز مجمع جهانی اقتصاد پیش بینی کرده است که 10درصد تولید ناخالص جهان تا چند سال آینده از طریق بلاک چین مدیریت می شود. همه این موارد باعث می شود تا این پرسش در ذهن مطرح شود که اساسا تکنولوژی بلاک چین چیست و قصد حل چه مساله ای را در هزاره سوم میلادی دارد؟
براساس تعاریفی که از این فناوری ارائه شده، بلاک چین یک پایگاه داده توزیع شده است که به عنوان یک دفتر اطلاعاتی شناخته می شود. ویژگی این پایگاه داده آن است که نیازی به واسطه نداشته و کاربر مجبور نیست به هیچ موسسه ای اعتماد کند. در واقع، این پایگاه داده، متعلق به هیچ فرد یا سازمانی نیست و شبیه یک دفتر حسابداری در دنیای واقعی است که حسابدار شرکت می تواند مانده حساب ها و هر تراکنشی که انجام شده را در آن ببیند و مشاهده کند. با این حال، از آنجا که بلاک چین هایی مانند بیت کوین و اتریوم عمومی هستند، هر کاربری می تواند داده های تراکنشی را مشاهده کند.

در حقیقت، بلاک چین (Blockchain) همان پلتفرمی است که بیت کوین (Bitcoin) را پدید آورده و بیت کوین روی فناوری بلاک چین سوار شده است. بلاک چین یک بستر توزیع تراکنش است که در آن هر تراکنش به دیگر تراکنش های اطراف آن از طریق رمزگذاری متصل است. برای هک کردن آن نیز شما باید تمام تراکنش های وابسته به آن و تمام تراکنش های رونوشت شده را هک کنید که در واقع، امری غیرممکن است.

به عبارت بهتر، هرجا برای ایجاد اعتماد بین افراد به شخص سومی نیاز باشد که بتواند با تجمیع انحصاری اختیار، قدرت و اطلاعات، مشکل اعتماد افراد به یکدیگر را حل کند، بلاک چین، راه حلی برای آن است. مثال متداول این موضوع، سیستم مالی و نقل و انتقالات مالی است. در سیستم سنتی، بانک ها به عنوان شخص سوم مورد اعتماد، نقش واسطه تبادلات مالی را بازی می کنند؛ نقشی که می توان آن را به بلاک چین واگذار کرد.

مثال دیگر، سیستم رای گیری است؛ مکانیزم سنتی یک انتخابات براساس اعتماد به یک سیستم رای گیری متمرکز است. در اینجا هم می توان این سیستم را بر پایه بلاک چین طراحی و بدون نیاز به یک سیستم متمرکز، اطمینانی حتی فراتر را برای رای دهندگان تضمین کرد، اما اساس این تکنولوژی چیست و چگونه کار می کند؟

پایه تکنولوژی بلاک چین بر «توزیع» پایه گذاری شده است. در واقع، بلاک چین چیزی نیست جز توزیع دموکراتیک اطلاعات، اختیار و قدرت بین ذی نفعان یک شبکه. از جهت عملیاتی، یعنی پردازش اطلاعات به منظور صحت سنجی و سپس ذخیره اطلاعات در شبکه، به صورت غیرمتمرکز انجام می شود. برای نمونه، تصور کنید به جای اینکه تراکنش های افراد به صورت متمرکز در مرکز شتاب ارزیابی و ذخیره شود، این کار در شبکه گسترده ای از سرورها انجام پذیرد، یعنی به جای یک مرکز شتاب، صدها و هزاران مرکز شتاب براساس یک پروتکل مشخص، نسبت به بررسی، صحت سنجی، ذخیره و به روزرسانی پایگاه داده های خود اقدام کنند.

می توان گفت انحصارزدایی و جلوگیری از سوءاستفاده انحصارگر از تجمیع اختیار (یعنی اختیار تغییر در قوانین و قواعد پروتکل یا محتوای شبکه)، تجمیع قدرت (به معنای اعمال محدودیت ارائه خدمات، تمرکز قدرت پردازش، ذخیره سازی و…) و تجمیع اطلاعات (به مفهوم دسترسی به اطلاعات، امکان نقض حریم خصوصی، فروش آن به اشخاص دیگر و…) مهم ترین و اساسی ترین مزیت تکنولوژی بلاک چین است.

در واقع، در مثال بانکی که اشاره شد، اولا، هرگونه تغییری در قواعد و قوانین حاکم بر شبکه باید با اجماع یا حداقل موافقت اکثریت ذی نفعان شبکه صورت گیرد (توزیع اختیار)، ثانیا، به دلیل اینکه تمام تراکنش ها و حساب ها در تعداد زیادی سرور مرتبط با یکدیگر پردازش و طی مکانیزم اجماعی اعتباردهی و ذخیره می شوند، هیچ سروری امکان اعمال محدودیت، دستکاری و سوءاستفاده نخواهد داشت و عملا هر سرور در هر لحظه در حال کنترل تمام سرورهای دیگر است (توزیع قدرت).

ثالثا، با رمزنگاری و توزیع اطلاعات در تمام شبکه علاوه بر اینکه هیچ سروری به اطلاعات محرمانه کاربران دسترسی ندارد، هیچ قدرت انحصاری ای نیز تمام اطلاعات را در اختیار ندارد (توزیع اطلاعات). در این شرایط عملا امکان تبعیض، سوء استفاده، تقلب و دستکاری اطلاعات وجود ندارد. از دید اقتصادی، نفس این انحصارزدایی و ایجاد این مکانیزم اعتماد و اطمینان غیرمتمرکز، اثرات قابل ملاحظه ای در کاهش هزینه های تراکنش (Transaction cost) دارد.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *