فناوری آینده، بلاکچین

حتی اگر روزی سکه بیت‌کوین یا سایر ارزهای دیجیتال از رونق بیفتد، باز هم بلاک چین به حیات خود ادامه خواهد داد.

تمامی این سر و صداها باعث شده است که سنگ زیربنا و فناوری زیرساختی ارزهای رمزپایه یعنی بلاک چین آن چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگیرد. این فناوری نوظهور که عده‌ای از آن با عنوان دگرگون‌سازترین فناوری عصر حاضر یاد می‌کنند، فراتر از قلمرو رمزارزها کاربردهای بسیار مفید دیگری نیز دارد که قادر هستند زندگی بشر را دستخوش تحولاتی بنیادین کنند.

فناوری آینده، بلاکچین

 

این کاربردها را نمی‌توان در یک صرافی مبادله ارز رمزپایه پیدا کرد و قرار نیست کسی با آن‌ها یک‌شبه میلیاردر شود؛ اما می‌توانند در بسیاری از صنایع اساسی جهان، تغییراتی چشم‌گیر ایجاد کنند. از جمله این کاربردها می‌توان به یافتن روش‌های جدیدی برای انتقال مالکیت املاک و مستغلات، مدیریت ناوگان حمل‌ونقل دریایی، شناسایی مبادی مواد معدنی حاصل از درگیری و تضمین سلامتی مواد غذایی اشاره کرد. گفتنی است که مواد معدنی حاصل از درگیری یا Conflict Minerals (شامل تانتالیوم، قلع، تنگستن و طلا) به موادی می‌گویند که در مناطق جنگ‌زده به دست می‌آیند و شورشیان مسلح از آن‌ها به عنوان منبع درآمد استفاده می‌کنند.

 

برای مثال، با استفاده از بلاک چین می‌توان اثبات کرد که قطعه الماسی که در بوتیکی در شهر میلان برای فروش عرضه شده از یک معدن خاص در روسیه استخراج شده است.

اما بلاک چین چیست؟ بلاک چین اساسا یک پایگاه داده یا دفترکل امن است که در هزاران رایانه پخش می‌شود و تمامی افراد به یک رکورد (رده) مشابه از تمامی تراکنش‌های آن دسترسی دارند، بنابراین امکان مداخله مخرب در آن وجود ندارد. استفاده از رمزنگاری در این فناوری به کاربران اجازه می‌دهد که به طور ایمن به انجام تراکنش‌های خود بپردازند (از قبیل انتقال دارایی‌ها). همچنین بلاک چین با انجام هر تراکنش، رکوردی تغییرناپذیر و دائمی از آن را در خود ذخیره می‌کند.

 

بلاک چین به سه دلیل از این توانایی برخوردار است که تمامی صنایع را دستخوش تحولی اساسی کند. دلیل اول این است که این فناوری، بهترین روش ممکن برای انجام تراکنش‌هایی است که نیازمند اعتماد و ثبت دائمی هستند. دوم اینکه بلاک چین به طور معمول مستلزم همکاری جمعی بخش‌های مختلف است. این فناوری در آن دسته از مواردی که به صورت متن‌باز پیاده‌سازی می‌شود، می‌تواند مانع از بروز مسئله اقدام جمعی شود. مسئله اقدام جمعی حالتی را توصیف می‌کند که در آن چندین فرد مستقل از انجام یک اقدام خاص منتفع می‌شوند؛ اما یک هزینه وابسته، مانع از آن می‌شود که هر یک از این افراد به طور مجزا و به تنهایی دست به آن اقدام بزنند. برای مثال، مسئله اقدام جمعی وقتی نمایان می‌شود که یک شرکت مجزا تلاش می‌کند تا با وضع یک استاندارد جدید از مزایای آن بهره‌مند شود.

دلیل سوم همان هیاهوی تبلیغاتی است که پیش‌تر به آن اشاره شد. فضای هیجانی درگرفته در پیرامون بلاک چین، آن را در کانون توجه توسعه‌دهندگان قرار داده و فرآیند پذیرش آن را تسهیل کرده است. حتی شرکت‌هایی که در قبال فرآیندها و لجستیک سازمانی خود رویکرد سری که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند را اتخاذ کرده‌اند نیز ممکن است آرام آرام برای ارتقای سامانه‌های خود و عقب نماندن از قافله بلاک چین، دست به سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در این فناوری بزنند.

 

به این ترتیب، بلاک چین نیز همانند فناوریرایانش ابری می‌تواند تبدیل به واژه باب روز بشود. با این حال شماری از کارشناسان چندان با این تلقی موافق نیستند. آن‌ها می‌گویند که ابر، تنها رایانه یک شخص دیگر است که می‌تواند پای رویه‌های کاری جدیدی را به صنایع باز کند، روش‌های نوینی را برای دریافت هزینه خدمات از مشتریان در اختیار بگذارد، موجب رشد شرکت‌ها نوپا و بخش‌هایی جدیدی در شرکت‌های کنونی شود و اکوسیستمی از فناوری‌های پشتیبانی‌کننده را شکل دهد. بنابراین به عقیده این کارشناسان، رایانش ابری می‌تواند مزیت‌های بسیار ملموس و قابل‌توجهی را برای سازمان‌ها و کاربران به ارمغان بیاورد. از آن سو، طرفداران بلاک چین نیز بر این باور هستند که این فناوری از قابلیت‌های مشابهی با رایانش ابری برخوردار است.

باز شدن پای بلاک چین به همه صنایع

برای نمونه، بخش آماد یا همان لجستیک را در نظر بگیرید. در حال حاضر، والمارت (یکی از بزرگ‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای آمریکا) بیش از ۱.۱ میلیون واحد کالا را روی یک بلاک چین به فروش می‌رساند. این فناوری به والمارت کمک می‌کند تا مسیر کالا را در کارخانه تا زمان نشستن روی قفسه فروشگاه رهگیری کند. مرسک نیز که غول صنعت حمل‌ونقل دریایی جهان است از فناوری مشابهی که به دست IBM توسعه داده شده برای رهگیری کانتینرها استفاده می‌کند. این فناوری توانسته فرآیند ورود و خروج محموله‌ها را از مبادی گمرکی آسان‌تر و سریع‌تر کند.

 

اگرچه این پروژه‌ها تنها بخش کوچکی از فرآیندهای رهگیری کالا را در این شرکت‌ها در برمی‌گیرند، اما ابعاد آن‌ها روز به روز گسترده‌تر شده و پای آن‌ها به سازمان‌ها و صنایع بیشتری باز می‌شود. از دیگر شرکت‌هایی که از فناوری بلاک چین برای رهگیری کالا استفاده می‌کنند می‌توان به کروگر، نستله، تیسون فودز و یونیلیور اشاره کرد. بریجیت ون کرالینگن، معاون ارشدIBM در امور پلتفرم‌ها و بلاک چین گفته است که شمار شرکت‌هایی که از فناوری IBM برای رهگیری کالا و مرسولات خود استفاده می‌کنند، تنها محدود به شرکت‌های یاد نشده نمی‌شود و طیف وسیع‌تری را در برمی‌گیرد.

 

اورلجر؛ شرکتی که در آوریل ۲۰۱۴ با هدف ایجاد یک دفتر ثبت مبتنی بر بلاک چین برای الماس‌های تایید شده در سراسر جهان کارش را آغاز کرد، در حال حاضر نزدیک به ۲.۲ میلیون قطعه الماس را در فهرست خود ثبت کرده است. لین کمپ، مدیر اجرایی و بنیان‌گذار اورلجر می‌گوید که این شرکت ماهانه نزدیک به ۱۰۰ هزار قطعه الماس را در دفاتر خود ثبت می‌کند.

اورلجر ۴۰ ویژگی مختلف هر قطعه الماس از جمله ویژگی‌های فیزیکی غیرقابل شبیه‌سازی را ثبت می‌کند و قادر است مسیر یک الماس را از زمانی که از دل زمین بیرون کشیده می‌شود تا هنگامی که روی پیشخوان فروشگاه‌ها می‌نشیند، دنبال کند. تمامی مشارکت‌کنندگان در شبکه بلاک چین اورلجر اعم از معدنچیان، سنگ تراشان و خرده‌فروشان دارای یک گره با رونوشتی کامل از پایگاه داده مرتبط با آن هستند.

کارتاسنس هم شرکت فعال دیگری در زمینه بلاک چین است که هشت سال پیش کارش را آغاز کرده است. این شرکت روی پالت‌های بار، حسگرهای متصل به اینترنت نصب و با تجزیه‌وتحلیل داده‌های دریافتی از این حسگرها میزان تاخیر آن‌ها یا زمانی را که دچار خسارت می‌شوند، محاسبه می‌کند. مشتریان کارتاسنس به جای استفاده از اسناد فیزیکی از یک پایگاه داده مبتنی بر بلاک چین استفاده می‌کنند و به کمک آن می‌توانند تمامی مراحل جابجایی بسته‌ها، پالت‌ها یا کانتینرها را ثبت و ضبط کنند. شرکت Kuehne + Nagel یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های حمل‌ونقل جهان از جمله مشتریان کارتاسنس است.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *